بی پرده
 
قالب وبلاگ
خیلی وقت بود به وبلاگم سر نزده بودم

نظر بدین ببینم کسی هس بیاد به اینجا سر بزنه یانه

اگه کسی باشه چاکرشونم هستیم به فعالیتمون ادامه میدیم

اگرم کسی نبود پاکش میکنیم بره

[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 3:45 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
سلام دوستان

بنده یه دختر عموی دیوونه دارم

بهم گیر داده که پیامای خصوصیتو بزار ببینند ملت مگه اسم وبلاگت بی پرده نیست.

من مشکلی ندارم بزارم ولی جالب اینجاست که همه ی پیام های خصوصی رو خودش داده

و همش ازم نالیده که چرا نظرات بدون پذیرش من گذاشته میشه

به نظرتون این دختر عموی من عقل درست و حسابی داره؟


[ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ] [ 0:51 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
آن چیست؟

شب ها در قبرستان و روزها در محل

مرد ها نفرت دارند و زن ها از ان خوششان می اید

بچه ها با ان بازی میکنند

بدنش پوشیده از مو است

غذایش خرما با نمک است

اسم آن در قرآن با(م) شروع میشود

هرکی بلده جواب بده خیلی تو کفشم

[ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 3:34 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
[ جمعه بیست و یکم مهر 1391 ] [ 20:40 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
تو آزادي ميخواهي؟
ولي آزادي فقط لخت گشتن در خيابان نيست
آزادي درست شدن ديسکو نيست
آزادي راحتي گشت و گذار با دوست پسر و دختر نيست !
آزادي آزاد شدن مشروب نيست
......

...*آزادي يعني تو کافر هستي ولي به دين من احترام ميگذاري!*
آزادي يعني تو مسيحي هستي ولي محرم از دَمِ هيئت ما گذشتني، صداي ضبط را کم ميکني!!
آزادي يعني وقتي در خيابان خانم محجبه اي مي بيني، تمسخرش نکني!
آزادي يعني دو برادر با دو انديشه ي سياسي متفاوت !
آزادي يعني احترام متقابل !
يعني تو هرچه هستي و هر عقيده اي داري، انساني ، و انديشه ات محترم

آزادي يک کلمه است
به وسعت علم و انديشه و تفکر و جسم و روح و دين و عقايد. . .
[ جمعه بیست و یکم مهر 1391 ] [ 20:39 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
گوته :
روزی دلیری از سرزمین پارس به تصرف جهان خواهد پرداخت و کسی نمی تواند جلویش قد علم کند .

ناپلئون بناپارت:
اگر نیمی از لشگریانم ایرانی بودند تمام دنیا را فتح می کردم .

آدولف هیتلر:
اگر مهندسان اسلحه ساز من ایرانی بودند صد سال قبل از تولدم نازی دارای بمب اتمی می شد .

بن لادن:
اگر دنبال مردانی هستی که تا پای خونشان از عهدشان دفاع کنند در سرزمین پارس به کاوش بپرداز .

اسکندر مقدونی:
اگر روزی دیدی که فردی به خاطر کشورش حاضر شده تمام فرزندانش را قربانی کند بدان که آن مرد اهل امپراطوری پارس است .

[ جمعه بیست و یکم مهر 1391 ] [ 20:38 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]

دانشجوی تهران شمال :
نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی . منو ترسوندی بی ...تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد)
دانشجوی تهران جنوب :
(.... .... .... ..... ... .. ... ..کلا سانسور شد )
دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده)
دانشجوی پزشکی :
در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فحش تعریف نشدست
دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .
وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن .
دانشجوی الهیات :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... *
*: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود
دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت
به همین کوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه
دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن

دانشجوی حقوق :
تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .
راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگو
دانشکده ی کاشون :
کسی با تو حرف نزد . کثافت مرض . از جلو چشام خفه شو
( من قصد توهین یه هیشکی رو ندارم )
دانشجوی دختر
دراکثرموارددختره وقتی باپسره دعواش میشه:

دختر:تو همیشه به من دروغ گفتی ,
تو هیچ وقت منو دوست نداشتی ,
من بازیچه ی دستای کثیفت بودم ,
حالا جواب خونوادمو چی بدم ؟
برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت .

[ سه شنبه یازدهم مهر 1391 ] [ 15:9 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
سلام

پس از چندین ماه یکی از دوستانم که ازش دور بودم دوباره بازگشت

الان خیلی خوشحالم

بچها به جای جدایی نزدیکی را انتخاب کنید و باهم دوست باشید

سعی کنید به جای دیوار پل بسازید

ممنون که به حرفام گوش دادید.

راستی یه عده میگن چرا همه ی نظرا رو میزاری تو وب خوب اگه به اسم توجه کنید بی پرده است یعنی همه چی میزارم بدون سانسور.هرکی هم هرچی میخواد بگه

[ یکشنبه نهم مهر 1391 ] [ 12:16 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
سلام به بازدیدکنندگان عزیز پیشنهاد میکنم به لینک آمفی تئاتر بیاین اونجا خودم و دوستانم احمد و محمد در خدمتتون هستیم

[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 21:5 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
من از گردش بیزارم!

چون در حرکت نقطه ی آغازی وجود دارد به نام مبدا

و نقطه ی پایانی دارد به نام مقصد

و در گردش این دو یکی شوند

پس من از گردش بیزارم!

و من از سکون بیزارم!

چون وقتی آن دو نقطه ی یکی شوند گوییم سکون

پس من از سکون هم بیزارم!

پس چه خوش گفته است خدای مهربان

توسط پیامبر شیرین زبان

در آن کتاب کریم

در آنجا که می گوید صراط المستقیم!

حال سوال پیش آید که من از دنیا که در گردش است بیزارم؟!

و یا از سیاستی که در سکون است بیزارم؟!

یا شاید از اقتصادی که در گردش است بیزارم؟!

ویا از این فکری که در سکون است بیزارم؟!

جواب دادن به این سوال ها برایم سختست

اگر بگویم بیزار نیستم دروغ میگویم

و اگر بگویم بیزارم پس از زندگی بیزارم........



این شعر را خودم برای اولین بار سرودم خواهشا نظر دهید

تا بدانم در شعر گفتن مهارتی دارم یا خیر

[ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 ] [ 9:33 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است !
مگر هردو از یک تن نیست؟
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت راشکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه
از دین.
(( فریدون فرخزاد ))
نامه ای به یک فاحشه !
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است !
مگر هردو از یک تن نیست؟
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت راشکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.
(( فریدون فرخزاد ))

[ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 ] [ 19:59 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
هیچ چیز و هیچ کس در این جهان شایستگی آن را ندارد که دختری حتی ناخن انگشت پایش را به خاطر آن عریان کند.
دخترم بگذار جسم تو مال کسی باشد که حاضر است روحش را برای تو عریان کند.


چارلی چاپلین
‏Photo: هیچ چیز و هیچ کس در این جهان شایستگی آن را ندارد که دختری حتی ناخن انگشت پایش را به خاطر آن عریان کند.
 دخترم بگذار جسم تو مال کسی باشد که حاضر است روحش را برای تو عریان کند.
 

چارلی چاپلین‏
[ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 ] [ 19:58 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]

Photo: ----> http://x.co/nB1n
[ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 ] [ 19:57 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
شكسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ...
خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ...
خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد!

[ پنجشنبه نهم شهریور 1391 ] [ 1:0 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
تا وقتی قلب کسی را عریان ندیدی بدن عریانت را نشانش نده!
هیچگاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمیفهمد گریان مکن
قلبت را خالی نگاه دار ، اگر هم یه روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد
به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم
زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز... "چارلی چاپلین"
[ سه شنبه هفتم شهریور 1391 ] [ 23:47 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
[ شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 ] [ 17:11 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
چوپان قصه ما دروغگو نبود
او تنها بود
وار فرط تنهایی فریاد گرگ سر داد.
افسوس که کسی تنهاییش را درک نکرد
و همه در پی گرگ بودند
دراین میان فقط گرگ فهمید که
"چوپان تنهاست"
[ شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 ] [ 0:6 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
[ شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 ] [ 0:0 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
[ جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 ] [ 20:48 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
[ جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 ] [ 20:46 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]

از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها ، مهری‌ ها ، اسفندی ها
چـون بهتـرین ها هستند...
.
سه نفر را هرگز نرنجون :

اردیبهشتی ها ، تیری ها ، دی ماهی ها

چـون صادق هستند...
.
سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن :
شهریوری‌ ها ، آذری‌ ها ، آبانی ها

چـون به درد دلت گوش میدهند...
.
سه نفر رو هرگز از دست نده :
مردادی ها ، خردادی ها ، بهمنی ها
چـون دوست واقعی هستند...
.
تو مال کدوم ماه هستی ....

[ جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 ] [ 20:45 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
به خدا نگید مشکله بزرگ دارم..................

به مشکلات بگید خدای بزرگ دارم..........

[ جمعه بیستم مرداد 1391 ] [ 23:21 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
[ چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 ] [ 17:14 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
اگر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی ،
یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد،
یا کاری بکن که قابل نوشتن باشد .

" بنجامین فرانکلین
[ چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 ] [ 17:13 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
هر حکومتی که شادمانی را از مردمان
بگیرد شکست خواهد خورد و برانداخته خواهد شد.

کوروش بزرگ
[ چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 ] [ 17:12 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
کوروش کبیر: در دنیا از ۳ آهنگ میهراسم. ۱ـصدای کودکی از بی مادری ۲ ـ صدای مجرمی از بی گناهی ۳ - صدای عاشقی از جدایی
[ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 ] [ 3:35 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
نعره ی هیچ شیری...
خانه ي چوبی را خراب نمی کند...
من از سکوت، موریانه می ترسم!!
[ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 ] [ 3:34 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
[ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 ] [ 3:34 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا ...پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا
کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
... ... ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم
به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباش

روحش شاد ....
[ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 ] [ 3:33 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
[ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 ] [ 3:32 ] [ سید مجتبی مطلبی ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب